دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

99

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

گو اينكه اعتقادات اسلامى آنان چندان در جهت اسلام سنتى نبود ، ولى هنوز عناصرى از شمنيسم و ساير اعتقادات مشركانه را در خود حفظ كرده بودند . دوشادوش اينان ، قبايل و ايلاتى بودند كه چندان بويى از اسلام نبرده و طرف توجه عارفان مسلمان كوچنده قرار داشتند تا آنان را به آيين خود وارد سازند . اكثر اين دراويش صوفى افرادى بودند كه ديدگاهشان به‌طور كلى چندان دمسازى با مذهب اصيل سنى نداشت . يكى از اين عارفان كوچنده نعمت الله ولى كرمانى مؤسس معروف يكى از طرائق صوفيه بود كه تيمور به اعمال نفوذ سياسى او مظنون شد و از ماوراء النهر تبعيدش كرد « 1 » . ادعاى اينكه تيمور عضوى از اعضاى قطعى اهل سنت بوده ، نظير تلاشهايى است كه براى مقايسه وى با شارلمانى ، چارلز پنجم و يا ناپلئون و ساير شخصيتهاى بزرگ تاريخى شده كه البته هيچ نوع تحقيقى را برنمىتابد . حتى مقايسه به ظاهر قانع‌كننده او با چنگيز خان هم پايه و مايه‌اى نيافته است . فاتح مغول يك نفر صحراگرد بود و تا آخر هم صحراگرد باقى ماند . تيمور چغتائى ديگر يك نفر صحراگرد نبود ، گو اينكه اكثر پيروزيهاى خود را از طريق سپاهيان صحراگرد خود به دست آورد و در يك محيط و فضاى صحراگرد و چادرنشينى برآمد . او در نهايت اصل حياتى عدم تخته قاپو شدن در يك جا را وانهاد و سرانجام سمرقند را پايتخت خود قرار داد و آن را با كمك خزاين ، هنرمندان و پيشه‌وران سرزمينهاى مفتوحه به صورت مادرشهر باشكوهى درآورد . البته تيمور با شيوه زندگى صحراگردى آشنا بود و حتى دوست داشت كه بدان بپيوندد ، ولى از همان اوان كودكى با جمعيت روستايى يكجانشين و نيز زندگى شهرى روابط نزديكى داشت ؛ چنان‌كه اين مسأله از دانش زبان فارسى او كاملا آشكار است . اگر تيمور را بخواهيم آن‌چنان‌كه شايسته‌اش است شخصيت‌پردازى بكنيم ، مردى بوده ترك‌نژاد از اشراف آسياى ميانه با سرشت نظامى كه از علائق فرهنگى و آراستگى فكرى نيز بىبهره نبوده است . آرمان او چيزى جز برگرداندن سلطه جهانى مغولان نبود ، البته اگر احترام او نسبت به سنن مغولى اين نظريه را تقويت كند نه تضعيف . روشهاى ظالمانه جنگى او منحصر به او نبود ، ولى چنان‌كه از نمادهاى وحشت و كله منارها متوجه شديم ، اين روشها مطابق با اعمال سبعانه و سخت‌كشانه و غيرقابل باور اين دوره بود . آنچه او را از ساير شاهان معاصرش جدا مىكند ، مهارت و نخبگىاش در مقام يك فرمانده نظامى و نيز اقبال بىسابقه‌اش در جنگها بود كه او را تا آخر

--> ( 1 ) - نگاه كنيد به مقدمه اوبن به Materiaux كه حاوى سه زندگينامه از شاه نعمت اللّه ولى است ؛ درخصوص زندگينامه ديگر كه اخيرا توسط محمد تقى دانش‌پژوه در پرينستون كشف شده نگاه كنيد به : راهنماى كتاب ، شماره 17 ( 1352 م . ) ، صص 7 - 285 .